من از كودكي هميشه عاشق باران بوده و هستم.شايد هيچ گاه به اينكه اين باران تامين كننده ي آب براي كشاورزان و دامداران و مردم است فكر نمي كردم از زيبايي باران لذت مي بردم.اما بعد ها كه بزرگتر شدم ضمن عشق به باران ،نگران نباريدن هم بوده ام.
چند سالي مي شود كه در كشورمان باران خوب نباريده است.تازه اگر باران خوب هم ببارد تنها از بحران جلوگيري مي كند چون ازدياد برداشت عملا موازنه را به هم زده و اثري از رودخانه هاي كوچك و بزرگ روان در چهار فصل و چشمه هاي جوشان دوران بچگي نيست.اما نباريدن امسال بحران را خيلي جدي كرده است.

هفته پيش براي اولين بار بعد از اسفالت جاده ي جم فيروزآباد ،به اتفاق خانواده سري به ميمند و فيروزآباد زدم.دو منطقه ي آباد و سرسبز جنوب .جاده ي خوب و مسير كوتاه لذت بخش بود اما گرفتگي چهره ي مردم و نگراني كشاورزان ناراحت كننده .خيلي ها در اينكه ايا اصلا بذر برنج رابريزند يا نه ترديد داشتند.بدون خشكسالي قيمت مواد غذايي اساسي مثل برنج در دنيا ركوردهاي عجيبي بر جاي گذاشته ،با خشكسالي چه مي شود ؟نمي دانم.
به راستي آينده بشر ،طبيعت وآب را چگونه مي بينيد.فكر مي كنيد بشر مي تواند اين مشكل را در آتيه مديريت كند يا به گفته ي برخي جنگ بر سر منابع آب رخ خواهد داد؟خودم تصور روشن و تحليل قابل بياني در اين زمينه ندارم.




