*شنبه گذشته با اشتیاق سایت اینترنتی اعلام شده از طرف وزارت کشور را باز کردم .صفحه اولش را با همه اشکالات موجود پر کردم .وقتی کلید "تایید "را زدم وارد صفحه دوم نشد .این سعی و خطا تا عصر دوشنبه ادامه داشت!اشکال را به ستاد انتخابات انعکاس دادم.عصر دوشنبه تلفنم زنگ خورد .صدای نه چندان بم فرماندار محترم دشتستان را با همان "سلام " اولیه شناختم.می گفت سایت خیلی قابل اتکا نیست و بهتره بیایید حضوری ثبت نام کنید.بنده برای سلامتی شورای نگهبان که با انتخابات اینترنتی با وضع موجود مخالفت کرده بود دعا کردم و او هم آمین گفت !
*سه شنبه حضوری و البته دستی در فرمانداری دشتستان ثبت نام کردم.قبل از بنده ظاهرا دو نفر دیگر از رقبای بزرگوار ثبت نام کرده بودند.آمار خوبی نبود .تا دیروز صبح هم که با یکی از مسئولین فرمانداری صحبت می کردم آمار زیاد نبود.خیلی دوست داشتم و دارم که مشارکت زیاد باشه تا دست مردم برای انتخاب بازتر باشه.خدا کنه تا دیشب تعداد ثبت نامی ها حداقل ده نفر شده باشه.
*یکی از مسئولین معروف شهرستان نامه ای دست نویس روز قبل از ثبت نام برام فرستاده بود.امروز اگر وقت پیدا کنم بهش جواب می دم.نامه اینجوری شروع میشه :"محضر برادر عزیز مهندس یوسفی با عرض سلام و ادب و آرزوی سربلندی حضرتعالی و خانواده گرام ،صلاحيت شخصي ،علمي ،اجتماعي ،خانوادگي و سياسي شمابراي بنده كاملا محرز و محتوم مي باشد ولي .............."و در ده سطر به بنده توصیه کرده كه وارد صحنه رقابت نشوم!!من مانده ام كه وقتي فردي از نظرصلاحيت علمي ،شخصي ،اجتماعي ،خانوادگي و سياسي هيچ مشكلي نداره و حتي به نظر اين بزرگوار ،صلاحيتهاش محرز و محتوم هم هست چرا نبايد كانديد بشه ؟!اینکه برخی دوستان برای توفیق فرد مورد نظرشان که پایگاهی نداره حاضرند چشمشون رو بر بدیهیات ببندند جالبه.

*ديروز در نماز جمعه برازجان اتفاقي يكي از نمايندگان دو دوره مجلس شهرستان را ديدم كه از قضا از دوستان عزيز بنده هم هست.گپ دوستانه اي زديم و عده اي از ديگر بزرگان شهر هم جمع بودند.مي گفت يه بنده خدايي كه تو زندگيش مسافرت نرفته بوده و ضمنا پپسي هم نديده بوده سالها پيش قصد مي كنه با دوستش كه دنيا ديده تر بوده بره شيراز گشتي بزنه.كنار پليس راه يه بچه دست فروش مياد بالا كه بستني و نوشابه بفروشه.بنده خدا يه پپسي مي خره.همين كه شيشه را سر مي كشه وارد تونل ميشن.دوستش مي پرسه چطوره نوشابه؟ميگه من كه خوردم شما نخور.دنيا تو چشمم سياه شده و دود از سر و كله ام داره درمياد !!ايشون مي گفت ما دو دوره نماينده شديم دود از سر و كله مون در اومد و دنيا به چشممون سياه شد حالا شما ديگه نشيد!!
*اهرم مردم خوبي داره.حاج شيرعلي پوررضا از خوبترين هاي اهرم بود.هفته گذشته رحمت خدا رفت.ديروز براي مراسم هفتم اون مرحوم رفتيم اهرم.غلغله اي بود.با وجود بارندگي و شرايط نا مساعد جوي جاي سوزن انداختن نبود.از همه شهرهاي استان اومده بودند.با خودم فكر كردم كه محبت به مردم و با مردم بودن چه سعادت بزرگيه.خيلي ها مي ميرند كسي باخبر نمي شه.اين بنده خدا خونه و سفره اش براي همه باز بود و در شادي و غم مردم باهاشون همراه بود.خدا رحمتش كنه.
*مردم استان بوشهر و شهرستان دشتستان در علاقه ی به اهل بیت زبانزد هستند.اوج عشق و علاقه را در این چند روز قبل از شروع ماه محرم در میان جوانان و پیرانی که عاشقانه به سیاهپوش کردن مساجد،حسینیه ها،تكايا و معابر مشغول بودند ديدم.از اينكه سهمي نداشتم شرمنده ي ساحت اباعبدالله هستم.
*هنگام برگشت از اهرم به برازجان سفيدي برف بر بالاي كوههاي مشرق جاده ،صحنه ي جالب و چشم نوازي ايجاد كرده بود.اين هم از عجايب امسال .
*در سایتی که دوستان برای معرفی بنده ایجاد کرده اند یک صفحه گفت وشنود وجود داره که دوستان می توانند در بحثش مشارکت كنند. www.usefi.ir
_0_77030.jpg)
