۱-آقاي احمدي نژاد براي افتتاح پتروشيمي غدير وارد استان شد .همه مي دانند كه وقت رئيس جمهور يك كشور بسيار ارزشمند است و گرفتن سي دقيقه وقت ملاقات خصوصي براي مسئولين يك استان فرصتي استثنايي براي حل مشكلات است.اين فرصت البته به مسئولين استان ما هم رسيد اما ....
اما به جاي استفاده از آن در جهت حل مشكلات اساسي ،صرف رايزني براي نحوه حل اختلافات سياسي بزرگان استان شد!متاسفم كه هيچ چيزمان مثل بقيه استانهاي كشور نيست.

2-در دين مبين اسلام اشاعه فحشا از انجام فحشا مذموم تر است.احكام سنگين ذكر شده در حقوق اسلامي براي كساني كه گزارش اعمال غيراخلاقي _حتي در صورت صحت_ را به جامعه مي دهند نشانه اي از قبح اين عمل است.در استان ما اتفاق زشتي افتاد و در دعواي سياسي ميان رقبا ، يك سي دي صوتي با مضامين غيراخلاقي و تهمت در تيراژ زياد وارد جامعه شد.با اينكه به مديريت استان انتقادات جدي دارم نمي توانم هضم كنم كه انسان مسلماني به خود اجازه ي چنين اقدامي بدهد.باز هم متاسفم كه مرزهاي رقابت و دعواي سياسي را نمي شناسيم و بي محابا به آبروي افراد مي تازيم .
3-شوراهاي اسلامي مظهر مشاركت مردم در اداره ي امور شهر و روستا و بخش و شهرستان هستند.اين اتفاق ميمون الان سه دوره است كه در كشور ما به صورت فراگير در حال تجربه شدن است.فلسفه ي وجودي شوراها همگرا كردن افكار و انرژي هاي صاحبان سلايق مختلف در جهت مثبت و آباداني شهر و روستاست.متاسفانه اخيرا اختلافات دروني شوراها در شهرهاي مختلف استان و خصوصا شهرستان ما فرصتهاي زيادي را از شهر و ديارمان سلب كرده است.توقع از مسئولين استان اين است كه قدرت اداري و سياسي خود را در جهت كم كردن اين اختلافات به نفع مردم به كار گيرند نه اينكه از آب گل آلود ناشي از اين اختلافات ماهي گيري كرده و براي منافع مقطعي سياسي به اين مناقشات دامن بزنند.
4-اينترنت مانند همه ي وسائل ارتباط جمعي ديگر، موهبتي الهي است براي اينكه بشر بتواند افكار خود را در معرض ديد عموم قرار دهد و با كمترين هزينه بيشترين اطلاعات را منتقل نمايد.سايتهاي اينترنتي و وبلاگهاي فعالي در استان وجود دارند كه به تضارب آرا و آگاهي افراد از نظرات يكديگر كمك مي كنند.معمولا از علائم جوامع توسعه نيافته يكي همين استفاده نامربوط از تكنولوژيهاي جديد است.همه به خاطر دارند كه در بدو ورود تلفن هاي ثابت به منازل و آن هنگام كه اصطلاحا "كالر آيدي" فعال نبود خيلي ها به فوت كردن در آن براي آزار خلق الله هم راضي بودند.متاسف مي شوم كه گاهي مي بينم ذيل مقالات يا اخباري كه در سايتهاي اينترنتي منتشر مي شود بدون ذكر نام در دفاع يا تخريب اشخاص مطالبي نوشته مي شود كه هر كدامشان كافي است فردي را از بهشت به دوزخ بيفكند!
5-در مورد امنيت قبلا نوشته ام.مطلب تاسف باري را فراموش كرده بودم بنويسم و آن اينكه بيشتر قربانيان نا امني و ناهنجاريهاي اخلاقي براي حفظ آبرو حتي بعد از دستگيري متهمين اقدام به شكايت نمي كنند.طبيعي است كه دادگاههاي ما هم بدون شكايت خصوصي و احراز تخلفاتي مثل تجاوز به عنف ، قادر به صدور احكام سنگين نيستند.قانون حقوق شهروندي هم كه مانع از برخورد با متهمين بدون ادله كافي است.
متاسفم كه براي خود شبه فرهنگي دست و پا كرده ايم كه با اسلام و انسانيت سازگار نيست.فضايي كه در آن قرباني مونث ، از ترس اينكه مبادا پدر يا همسرش به جرم ريختن آبرو، خونش را بريزند جرات شكايت نداشته باشد، فرهنگ نيست ،بدبختي و نكبت است.


