تبليغاتX
نخل،نفت،دريا

يكي از سوالات مطرح اين روزها در جوامع دانشگاهي و محافل نخبگان اين است كه حاكميت استان اعم از مديران اجرايي و نمايندگان مجلس براي بهره مندي از پتانسيل تخصصي نخبگان چه وظايفي دارند و براي تحقق آن به چه ميزان  موفق بوده اند؟قطعا اين سوال به دو دليل  از بنده هم پرسيده مي شود .يكي از منظر اينكه خود از اين طايفه ام و ديگري اينكه اگر موقعيت سياسي براي بنده پيش آمد چه رويكردي در پيش خواهم گرفت.

پوشيده نيست كه در هر جامعه اي يك عده اقليت نخبه در حوزه هاي مختلف بر حركت اكثريت جامعه تاثير گذار هستند و اگر سياستگزاران جامعه بتوانند براي استفاده از اين پتانسيل به خوبي برنامه ريزي كنند عملا به هدف خود كه اعتلاي شرايط موجود و رسيدن به تعالي است نزديك مي شوند.استان بوشهر هم در بيشتر اين حوزه ها خوشبختانه داراي پتانسيل قوي است .اما متاسفانه به نظر مي رسد تا كنون آنچنان كه بايد از آن استفاده ي شايسته نشده است.پرداختن به مبحث نخبگان در همه ي حوزه ها كار دشوار و وقت گيري است اما اينجانب به عنوان عضوي از خانواده ي نفت و به اين دليل كه احساس مي كنم امروز بيشترين مشكلات استان از اين ناحيه است لازم مي دانم تنها در دو بخش مديريت اجرايي و پژوهش به نكات مختصري اشاره نمايم.

بخش كارشناسي و مديريت اجرايي :پتانسيل مديريتي در استان بوشهر بر خلاف تصور ضعيف نيست اما اشكال كار اينجاست كه يك  بانك اطلاعاتي جامع از متخصصين استان بوشهري كه در جاي جاي كشور در حال فعاليت هستند وجود نداشته و از طرفي در انتصابات به جاي شايستگي معمولا فاكتورهاي ديگري مثل قرابت سياسي و فاميلي و ... مد نظر قرار مي گيرد.به عنوان بخشي از برنامه هاي خود معتقدم هم در صنايع نفت و گاز و هم در ساير صنايع مي شود كاري كرد كه اين استعدادها شناسايي شده و مسئوليتها به آنان واگذار شود تا هم در نيروهاي متخصص استان اعتماد به نفس ايجاد شود و هم با تربيت مديران زمينه براي پيشرفت استان فراهم شود.

تحقيقات زيربناي توسعه

بخش پژوهش و تحقيقات:تعداد قابل توجهي از تحصيل كرده هاي بوشهري اهل تحقيق و پژوهشند خصوصا كساني كه در مقطع دكتري و كارشناسي ارشد مشغول به تحصيل يا تدريسند.قطعا استفاده از اين بخش از نيروها در مناصب مهندسي و فني استفاده بهينه محسوب نمي شود.سالانه مبالغ زيادي از بودجه هاي پژوهشي وزارت نفت و شركتهاي تابعه به علت عدم جذب برگشت مي خورد  دليل آن هم تصور غلط مديران اجرايي از مبحث پژوهش --و اينكه احساس مي كنند نتيجه هر كاري بايد روزانه به صورت فيزيكي قابل اندازه گيري باشد- است.در دنيا مبحث پژوهش داراي ارزش و بودجه نامحدود است.با وجود تاسيسات نفتي عظيم و گسترده در استان بوشهر لزوم ايجاد يك مركز پژوهشي بزرگ و مستقل و هدايت بودجه هاي بلا استفاده موصوفه به سمت اين بخش امري ضروري به نظر مي رسد.اين مركز لزوما مختص مهندسين نفت نيست و حتي متخصصين و محققين رشته هاي ديگر مثل كشاورزي و يا جامعه شناسي هم مي توانند در آن، دپارتمان مسقل داشته و تاثيرات متقابل نفت و حوزه هاي خود را بررسي نمايند.بنده اعتقاد دارم سطح درآمد و معيشت يك فرد محقق بايد بيشتر از يك مدير اجرايي باشد زيرا سرمايه هاي انساني حوزه ي پژوهش بسيار محدود بوده و از طرفي خروجي اين حوزه تاثير زيربنايي در توليد علم و ارتقاء سطح ساير حوزه ها دارد.اين مركز در صورت آلوده نشدن به مديريت دولتي و فرمايشي مي تواند به عنوان وزنه ي بزرگي در استان بوشهر نقش يك اتاق فكر قوي _و نه آنچه به همين نام در حد نام و با حضور روساي ادرات دولتي تشكيل شده است_را بازي نمايد .حقير در صورت تصدي كرسي هاي سياسي و مديريتي به عنوان يك برنامه ي مهم اين بحث را دنبال كرده و احساس مي كنم نقش قابل توجهي در استفاده بهينه از پتانسيل نخبگان ايفا خواهد نمود.

خارج از دو مبحث ذكر شده نبايد از تقويت دانشگاه خليج فارس،خصوصا راه اندازي سريع تر و قوي تر دانشكده نفت و گاز آن چشم پوشيد.كاري كه سالها پيش بايد انجام مي شده اما هنوز معطل مانده است.معطلي چنين پروژه اي يكي از اولين خساراتش عدم تامين نيروي مورد نياز بخش نفت و گاز در استان بوده است.قطعا با وجود اساتيد و نخبگان متعدد بومي استان و امكان استفاده از ظرفيت علمي دانشگاههاي استانهاي همجوار مي توان اين دانشكده را به قطب علمي حوزه ي نفت و گاز تبديل نمود.جايگاهي كه زماني دانشگاه نفت در كنار تاسيسات بزرگ نفتي خوزستان كسب كرد امروزه مي تواند و بايد در كنار اين حوزه ي بزرگ گازي شكل گيرد.تا نظر دوستان عزيز چه باشد.

+ نوشته شده توسط مهدي يوسفي در چهارشنبه 25 مهر1386 و ساعت 13:22 |

یه پیغام خصوصی داشتم خیلی تحت تاثیر قرار داد من رو.کاش دوست عزیزی که نوشته بود اسمش رو هم می نوشت.نوشته:"مهندس جان !من و شاید خیلی های دیگه که خواننده وبلاگ شما بودیم به خاطر سبک خاص نوشتن شما و خصوصا لحن طنز آمیز و شیرین شما به وبلاگت سر می زدیم.حالا هنوز نماینده نشده مدتی هست که مقالات جدی می نویسی .شاید به لحاظ حرفه ای کارت درست باشه اما جان من اینقدر خشک و با کلاس ننویسید.آقا اصلا من هم رای می دهم هم تبلیغ می کنم اما شما دوباره مثل سابق بنویسید".به خاطر همین یک دوست الان که بعد از وقت مبارک سحر هست تصمیم دارم به سبک سابق یه پست بنویسم که فردا دوستان آپلود کنند.

*رمضان همیشه برای من تداعی کننده ی سریالهای دنباله دار تلویزیون بوده !اینکه آدم بعد از افطار سنگین و بی حال بشه و بشینه تا آخر سریال ها رو یکی یکی نگاه کنه.امسال مطلقا سریال ندیده ام!این هم اولین لطمه ی کاندیداتوری احتمالی !

*یه مثال  از استعداد نمایندگی !چند شب قبل از ماه مبارک عروسی دعوت بودیم تو تالار نیروی دریایی بوشهر (دریادلان).من هم که دنبال فرصتی می گردم که یه جایی چهار تا آدم جمع شده باشند .رفتم و خلاصه کلی خودنمایی کردم .شام رو قرار بود دیر بدن من هم عجله داشتم و باید به یه برنامه دیگه می رسیدم .رفقا یه جورایی با آشپزخونه مذاکره کردند برام غذا آوردند یه گوشه دور از چشم خلق الله داشتم می خوردم که صاحب عروسی سر رسید .گفت به به !انصافا تو می تونی نماینده خوبی برای ما باشی چون هم پارتی بازی بلدی ،هم اهل مذاکره ای و هم زبل !بعضی نماینده های فعلی که غذای خودشون رو هم اگر ازشون بگیرن کاری ازشون ساخته نیست!

*برازجون تو منزل یکی از دوستان چند نفری جمع بودن .یکیشون از من درباره ی بنزین می پرسید.یه پیرمرد خوش صحبت گفت بنزین رو از نماینده ی فعلی بپرسید این مهندس اگر رفت مجلس چهار سال دیگه که اومد برای تبلیغ، در مورد گازوییل ازش بپرسید چون مجلس بعدی برای خودشیرینی گازوییل رو سهمیه بندی می کنه!

*علاقه خاصی به دفاع مقدس دارم شاید به این دلیل که جبهه نرفته ام که خاطرات تلخ و تشنگی و گرسنگی و از دست دادن دوستان تو ذهنم باشه.همیشه دوست داشتم هفته اول مهر بیاد و فیلمها و سرودهای حماسی ببینم .خصوصا از مصاحبه رزمنده ها تو میدون جنگ خیلی خوشم میومد و اینکه خودشون رو  ازجلو دوربین می دزدند و یا اینکه اسم خودشون رو نمی گفتن و خودشون رو بنده خدا معرفی می کردن.امسال این هم ازم سلب شد.

معامله ی  پرسود با خدا 

*کاندیداتوری و عالم سیاست حال و هوای خاصی داره.یکی از خصوصیات بیشتر کاندیداهای احتمالی که تا این لحظه بهش مبتلا نشده ام( اما خطر ابتلاش به شدت وجود داره!! ) خوش بینی و توهم و جسارتا گاهی وقتا کم ظرفیتیه !همه فکر می کنند با اختلاف فاحش در مرحله اول برنده هستند !من اوایل فکر می کردم یه جور رجز خونیه اما الان می بینم که خیر .بیچاره کاندیداها هر جا میرن صاحب خونه به حرمت مهمون میگه ما در خدمتیم فوری طرف میاد با ماشین حساب تعداد عائله اون رو به آرای خودش اضافه می کنه !کم ظرفیتی رو از این جهت گفتم که مثلا رقیب من از روی ادب به من سلام کنه بعد من برم اینور و اونور بگم فلانی داره به نفع من میره کنار!پناه برخدا از این بیماری های نوظهور و صعب العلاج قرن بیست ویکم!

* من یه جای کارم می لنگه!اینکه سه تا کاندیدای مختلف شایعه راه بندازن که فلانی به نفع ما میره کنار .آخه مگه میشه به نفع سه نفر رفت کنار؟!این بی پولی چقدر درد بدیه که همه کاندیداها مطمئن هستند آدم عاقل بدون پول نمیاد تو صحنه و لذا با اطمینان میگن طرف دوام نمیاره .از اینکه مردم داری و مثبت بودنم در حدیه که آدمهای مختلف احساس کنند باهاشون خیلی رفیقم و ممکنه به نفعشون کنار برم خوشحالم اما درست به همین دلیل کنار نمیرم و تا آخر می مونم چون نمی دونم به نفع چه گلی کنار برم !

*من حرفی از سیاست داخلی و جناحی تو سخنرانی هام مطلقا نمی زنم .سخنرانی هام دو حالت داره یا کاملا اقتصادی و توسعه ای ،یا کاملا مذهبی یا سیاست بین الملل .یه بنده خدایی گفت شما نظرتون درباره جناح بندی های سیاسی چیه و اصلا وابسته به کدومشون هستی .تا اومدم جواب بدم یکی دیگه از اعضای جلسه که ظاهرا فامیل طرف هم بود بهش پرید که مرد حسابی قبلی ها که مثلا شفاف می گفتند چه کاره هستند کدومشون تا آخر نمایندگی سر حرفشون موندند؟بعد یه مثالی زد که کاندیداها در دوران نمایندگیشون به شدت تغییر جهت می دن و اینکه سیاست به درد استان ما نمی خوره و مردم مشکل نان و اشتغال دارند.وقتی حرفاش تموم شد گفتم من مبلغی به شما میدم شما تو مجالس مختلف با من بیا و به این سوال جواب بده!جمعیت خیلی خندیدند.

*کسی می دونه تلفن همراه چطوری کنترل میشه ؟!!و اینکه چطوری تشخیص میدن صاحب سیم کارت دقیقا در چه محلی قرار گرفته؟منم نمی دونم!!

+ نوشته شده توسط مهدي يوسفي در یکشنبه 8 مهر1386 و ساعت 9:3 |
 طراح قالب: jam ghaleb

<