این روزها که به مناسبت های مختلف افتخار حضور در جمع مردم صمیمی و بزرگوار دشتستان را دارم به نکته ی جالبی بر خورده ام.از جمله چند روز پیش بنده خدایی دوستانه نصیحت می کرد که اگر کسی کمتر از پانصدمیلیون تومان برای انتخابات کنار گذاشته است بهتر است وارد صحنه نشود.همین را البته یکی از کاندیداها هم تلفنی به من گفت.
بحث نقش پول در انتخابات چندسالی است که به صورت جدی در جامعه مطرح شده است.بالاخره طبیعی است که انتخابات مستلزم تبلیغات است و تبلیغات هم مجانی نیست.اما اینکه یک فرد چطور پانصد میلیون تومان برای انتخابات کنار می گذارد جای سوال است:
۱-با حقوق حلال کارمندی و حتی مدیریتی ظرف دهها سال هم نمی شود چنین پولی را تهیه کرد.
۲-به فرض تهیه چنین پولی امکان بازیافت یک دهم آن با حقوق نمایندگی مجلس نیز میسر نیست.
لذا راه پیدا کردن آن احتمالا :
۱-استقراض این مبلغ از افراد سرمایه دار و یا
۲-تامین این مال از طریق پورسانت معاملات دولتی یا وام های نجومی اعطایی بانکی است.
معمولا یکی از گلایه های مردم این است که کاندیداها بعد از رای گرفتن از مردم می روند و دیگر پیدایشان نمی شود.در این چند روزه چندین بار این گلایه ی بجا را از مردم شنیده ام.در پاسخ یکی از این عزیزان در جلسه ای گفتم:کسانی که به اعتراف نزدیکانشان پانصد میلیون تومان یا بیشتر برای انتخابات فاینانس! می کنند طبیعی است که باید تمام وقت چهارساله خود را به رسیدگی کردن به آن خیر محترم! صرف نمایند تا بتوانند به هر طریق ممکن رضایت قرض دهنده را فراهم نمایند ولذا وقتي براي رسيدگي به موكلين پيدا نمي كنند.طبیعی است که قرض دهنده اینگونه پولها به سود بیست سی درصد راضی نیست چون در این صورت می توانست پولش را در بانک سپرده کند و بدون تحمل ریسک،سود منطقي دريافت كند.در چنين مواردي معمولا افرا به سود كمتر از صد در صد رضايت نمي دهند چون ريسك سوخت پول هم بالاست.

اما دو نكته ي حائز اهميت:
۱-اين كه قبح پول در انتخابات آن هم در كشور ما ـ كه همه ادعاي خدمتگزاري دارند - شكسته شود امري بسيار خطرناك و در عين حال توهين به مردم عزيز و شريف است.چون قاطبه ي مردم از اين مساله مبرا هستند و اگر پولي هم رد و بدل مي شود ميان همان اندك سرمايه داران و موج سواران است نه مردم.
۲-مردم تا به حال در انتخابات مختلف نشان داده اند كه به صاحبان پول و قدرت" نه "مي گويند .قصد نام بردن از حوزه ي خاص يا فرد خاصي ندارم اما با مرور سابقه ي انتخابات به اين نتيجه مي رسيم كه مردم بر خلاف تبليغات شايع ،در روز انتخابات فردي را برگزيده اند كه با همه ي معادلات قبلي ناسازگار است.
لذا احساس مي كنم در اين يك قلم مردم از خيلي از كانديداها دقيق تر و تيزترند.چرا كه مردم مي دانند پول عامل مهمي در انتخاب شدن افراد نيست اما بخش قابل توجهي از كانديداها اين مساله روشن را نمي فهمند و باز خود را به در و ديوار مي زنند كه با پول برنده نتيجه انتخابات شوند.قطعا مردم چون مي دانند پولهاي نجومي از راههايي مانند آنچه فوقا ذكر شد به دست مي آيد و مطمئن هستند چنين افراد وامداري نمي توانند پيگير حقشان باشند ،به چنين افرادي روي خوش نشان نمي دهند.




