تبليغاتX
نخل،نفت،دريا

چندي پيش استاندار محترم بوشهر  در يكي از سخنراني هاي خود موضوع جالبي را مطرح كردند.به گفته ايشان برنامه هاي مدنظر براي ايجاد تاسيسات پتروشيمي در شمال استان به دليل كمبود خوراك با مشكلات جدي مواجه شده است.به گفته ي آقاي افراشته كل ظرفيت خط لوله اتيلن در مجموعه ي پتروشيمي هاي غرب مصرف مي شود و لذا ظرفيت اضافي عملا وجود ندارد.

اين موضوع از دو جهت قابل بررسي است .يكي اينكه طي ساليان گذشته كه بحث اتيلن غرب در دولت مطرح مي شده و به تصويب مي رسيده است استانداران سابق و نمايندگان مجلس كجا بوده اند كه  توجهي به استفاده از ظرفيت آن نكرده اند؟اگر نمي دانسته اند كه فاجعه است و اگر مي دانسته اند و كاري نكرده اند كه غير قابل بخشش.با توجه به عضويت دو تن از نمايندگان استان در كميسيون انرژي و عضويت استاندار در هيات مديره پارس جنوبي اين سوال را به سادگي نمي توان پاسخ داد و بنده هم قصد پيش داوري در پاسخ به اين سوال را ندارم. اما بحث مهم در اين ارتباط موضوع خط لوله اتيلن غرب و تازگيها خط شرق است.آيا اصلا توجيهي براي كشيدن اين خطوط لوله وجود داشته است؟

بخشي از خط لوله اتيلن غرب

از سالها پيش يعني حدود 50 سال قبل بحثي در موضوع توسعه مطرح شد كه به"آمايش سرزمين " معروف شد. آمايش سرزمين، نوعي مديريت كلان است كه تلاش مي‌كند در سطوح مختلف بين منافع و عملكرد فردي، بخشي و اجتماعي، نوعي تعادل و هماهنگي ايجاد كند و مي‌كوشد تا تضاد منافع فردي و بخشي را با منافع عمومي جامعه از بين برده و آن را در جهت منافع عمومي جامعه هدايت كند، به همين دليل آمايش سرزمين را «مديريت فضا نیز ناميده‌اند. دولت در برنامه ي پنج ساله ي  سوم توسعه موظف شده است نتايج مطالعات آمايش را در برنامه ريزيهاي توسعه جدي بگيرد.براساس اين طرح چون سرزمين منبعي محدود و آسيب پذير شناخته مي شود دولتها و ملتها بايد به نحو مناسب از آن استفاده كنند.اگر سرزميني قابليت كشاورزي بالايي دارد نبايد آن را به صنعت آلود و اگر برعكس منطقه اي استعداد كشاورزي ندارد نبايد مجتمع كشت و صنعت در آن ايجاد كرد.متاسفانه در ساليان اخير بحث داشتن پتروشيمي و پالايشگاه به يك "مد" تبديل شده و مسئولين استانهاي مختلف و وزراي وابسته به آن استانها در دولت، تلاش زيادي براي كشيدن خط لوله و ايجاد پتروشيمي به خيال خام اشتغالزايي مي كنند.همانگونه كه احتمالا وابستگي قلبي وزير سابق نفت به منطقه ي غرب در ايجاد اين خط لوله غيراقتصادي بي تاثير نبوده است.به راستي در منطقه ي بي آب شرق كشور كه مردم از تامين آب آشاميدني عاجزند تاسيس صنايع "آب بر" پتروشيمي چه توجيهي دارد؟در مناطق كوهستاني و يا دور از درياي غرب كشور ،كه نه امكان واردات تجهيزات و نه امكان صادرات محصول وجود دارد تاسيس چنين تاسيساتي چه محمل عقلاني دارد؟اگر بهانه اشتغال زايي باشد متاسفانه بايد گفت نرخ اشتغال زايي در تاسيسات پتروشيمي به ازاي هر نفر بسيار بالاست.اين رقم براي هر شغل در صنعت پتروشيمي حدود 380 هزار دلار است خصوصا براي صنايع بالادستي پتروشيمي  چون ارزش افزوده كمتري دارند.همين رقم براي صنايع الكترونيك 20 هزار دلار و براي شيلات چيزي كمتر از 5000 دلار تخمين زده شده است .لذا منطقي تر است كه دولتمردان به طرح آمايش سرزمين - كه اجبار قانون نيز هست -گردن نهند و سعي كنند در مناطق مختلف با شناسايي پتانسيلهاي موجود ، توسعه ي مرتبط ايجاد كنند.به عنوان مثال و به نظر بنده استان فارس قابليت تبديل شدن به قطب صنايع الكترونيك و كشاورزي را داراست ،اصفهان مي تواند قطب صنايع دستي و توريسم شود و خوزستان به علت منابع  آب زياد قطب كشاورزي .استان بوشهر هم مي تواند با توجه به منابع عظيم گاز و نفت از شمال تا جنوب به اين صنعت اختصاص يابد و از محل درآمد ها و ماليات آن اقدامات لازم براي توسعه ي ساير استانها صورت پذيرد.

 

+ نوشته شده توسط مهدي يوسفي در یکشنبه 17 تیر1386 و ساعت 17:48 |

نمي دانم بعد از اينكه يك اتوبان به بهره برداري مي رسد ،و شما با سرعت بالا و به راحتي در آن رانندگي مي كنيد چه احساسي نسبت به آن داريد؟فكر مي كنيد چقدر تلاش براي ساخت آن صورت گرفته است؟چه مشكلاتي بر سر راه پروژه از تملك اراضي و نقشه برداري اوليه تا قسمتهاي انتهايي مثل آماده سازي پلها و آسفالت آن وجود داشته است؟به احتمال زياد بيشتر افراد غرق در راحتي سفر و زيبايي جاده ،نمي توانند درك خوبي از سختي مراحل قبل از تكميل داشته باشند.جاده سازي معمولا از ساده ترين پروژه هاست و در مقابل ساخت تاسيسات نفت و گاز و پتروشيمي اصلا به چشم نمي آيد.اصولا پروژه در همه ي كشورهاي دنيا از سخت ترين مقوله هاست.در كشور ما بنا به شرايط خاص سياسي و اقتصادي اين مشكلات مضاعف است .بخشي از اين مشكلات عبارتند از :

۱-سختي تامين منابع اعم از منابع مالي ،انساني ،تجهيزات و...،امكان سنجي هاي اوليه در زمينه ميزان مواد اوليه و شرايط بازار پس از توليد و مشكلات انتخاب محل سايت

۲-عمليات پيچيده ي مهندسي،طراحي پايه و تفصيلي

۳-پيچيدگي انتخاب و خريد قطعات و تجهيزات 

۴- عدم وجود بانكها و موسسات بيمه اي قوي كه بتوانند به سرعت و به دور از بروكراسي هاي معمول تسهيلات لازم را اعطا كنند و مصيبت افتتاح L/C در بانک مرکزی

۵-كاركرد نقدي بانكها و پرهيز آنها از تعاملات و معاملات قرضي و اعتباري با پيمانكاران بر خلاف كشورهاي توسه يافته

۶-ضعف شديد تامين كنندگان داخلي در تامين  تجهيزات و قطعات فني مورد نياز

۷-انحصاري بودن ليسانس فرآيندهاي مختلف پالايش و پتروشيمي در دست كشورهايي كه تمايلي به ارئه آن به جمهوري اسلامي ندارند

۸-عدم وجود پيمانكاران داراي بنيه ي مالي قوي در كشور براي مرحله ي ساخت و نصب و نياز به جوينت شدن با پيمانكاران خارجي

۹-عدم وجود بنادر و گمركات قوي و سريع براي ترخيص به موقع كالاها و قطعات

۱۱-عدم وجود زيرساختهاي ارتباطي مناسب مثل جاده ها و تونلهاي عريض و طويل و پل هاي با قدرت تحمل وزنهاي زياد براي عبور تريلرهاي حامل تجهيزات مرتفع و سنگين

۱۰-عدم تامين به موقع خوراك جهت راه اندازي ،به دليل تاخير پروژه هاي تامين خوراك

۱۱-وجود مشكل قبل براي تامين ساير ورودي هاي فرآيند مانند آب ،برق ،بخار ،هواي ابزار دقيق و...

۱۲-مسائل پيچيده ي قانوني ناشي از نقص قوانين پشتيبان و عدم وجود ظرفيت كافي قانوني براي استفاده از فورمول هاي مرسوم بين المللي در قراردادها (مثل قانون منع مالكيت خارجي و قانون حداكثر استفاده از توان داخل)

و دهها عامل بازدارنده ی دیگر که هر کدام می توانند ماهها انجام یک پروژه را به تاخیر بیندازند.تازه به علت ضعف قوانين و عدم آشنايي برخي قضات با مسائل فني معمولا مديران شركتها و پروژه هاي دولتي بخش زيادي از وقت و آبروي خود را هم صرف پاسخ گويي به مسائلي مي كنند كه براي تسريع در حل مشكلات به آنها متوسل شده اند.

تقديم به آقا رضا در ونزوئلا

حالا تصور کنید مدیران بخش دولتی در محاصره ی این محدودیتها چگونه موفق به اجرای پروژه ای به عظمت "پروژه ی پتروشیمی برزویه"شده اند؟پتروشیمی برزویه بزرگترین کارخانه ی آروماتیک جهان با تولید نجومی ۵/۴ میلیون تن تولید سالانه است .بنده به عنوان کسی که در نزدیکی "گود" نفت و گاز قرار دارم وقتی خبر افتتاح مجتمع را از تلویزیون دیدم بی اختیار اشک در چشمانم حلقه زد و بر همت و بزرگمردی مدیران سخت کوش آن ـ از هر قبیله که باشند ـ احسنت گفتم.درود بر ايران و ايراني !

+ نوشته شده توسط مهدي يوسفي در سه شنبه 12 تیر1386 و ساعت 7:59 |

در مورد پست قبليم مي خواستم توضيحاتي بدم اما ترجيح مي دم سكوت كنم.فقط يه نكته اينكه از نگارش خودم نا اميد شدم .اينكه ادم حس كنه ديگران خيلي جاها منظورش رو نفهميده اند يا بد فهميده اند و يا اصلا يه بخشي رو گرفته اند بخشي ديگر رو بيخيال شده اند و حتي جاهايي فرق طنز و جديش معلوم نشده ،خصوصا وقتي اون ديگران همه مهندس و دكتر و لژيونر باشند لاجرم اشكال از نويسنده است كه نتونسته مطلب رو برسونه. لذا شرمنده !

دوستم زنگ زد و گفت توی روزنامه ی نسیم جنوب شماره ی ۴۵۴ توی بخش "وبگردی"صفحه ی ۶ پست قبلی بنده تحت عنوان (نی انبان و بنزین)به همراه همون عکس اخموی گوشه ی وبلاگ با کمي تصرف چاپ شده.خودم نديدم هنوز.می گفت چیکار داشتی به بنزین گیر دادی تا آقایون اینجوری کنند؟!

بالاخره تصمیم فوق العاده کارشناسی شده ی دولت در زمینه ی بنزین به اجرا درآمد و البته که شک ندارم کارشناسی شده ،چون با بقیه کارهای کارشناسی شده ،مو نمي زنه !!خدا را شكر .آقايان وزيري هامانه و نعمت زاده به عنوان آند فدا شونده پاي اين تصميم خراب بشن به جايي بر نمي خوره.اصولا ما نفتي ها سياسي نيستيم و تبعات مبعات رو نمي دونيم چيه !

ما ايرانيها وقتي يه اتفاق مي افته اول مي ريم تو فكر اينكه چطور ميشه باهاش  خلاف كرد.منم به عنوان عضوي از اين جامعه كه مملكت برام خرج كرده و مديونم كه جامعه ام رو آگاه كنم ،نشستم فكر كردم و چيزهايي به ذهنم رسيد:

۱-رانندگان  تاكسي به جاي اينكه از صبح تا شب تو شهر دور بزنند و سرگيجه بگيرند و با مشترياشون سر نحوه ي بستن در ماشين دعوا كنند از ۸۰۰ ليتر ماهانه شون ۱۰۰ تا رو نگهدارند واسه خونواده(كه وزير ميگه كم كه نيست هيچ زياد هم هست!)،۷۰۰ تاي ديگه رو بفروشند به همسايه ي ما كه تويوتاي كمري خريده به قيمت ليتري هزار تومان.ماهي ۷۰۰ هزار تومن درآمد شيرين بدون استهلاك ماشين و سروكله زدن با مسافرين غرغرو !!

نقل از وبلاگ آقاي واعظي لقب

۲-تا حالا هر كس مي خواست ماشينش رو بفروشه ازش مي پرسيدند چقدر از بيمه اش مونده؟از حالا به بعد سوالات جديدي مطرح ميشه.مثلا اينكه خداييش چقدر از سهميه شش ماه آيندش رو خرج كردي؟!من باشم شب قبل از فروش مي رم سهميه تا شش ماه آينده رو با دبه ميارم خونه ،ميذارم براي زانتيام كه شش ماه ديگه در مياد !!طرف همين كه برسه خونه، بايد ماشين رو قفل كنه بذاره تا شش ماه ديگه كه سهميه جديدش آغاز بشه !!

۳-اين راه حل خيلي ناجوانمردانه است! ولي طبق قاعده ي اضطرار قابل توجيهه.يه وانت قراضه بخرم كنار جاده كاپوتش رو بزنم بالا.خودم يه دبه دستم بگيرم و هي تكون بدم.ماشينا دلشون به حال "ابن السبيلي " من بسوزه.بهم بنزين بدن .تا شب ۲۰ تا دبه ۵ ليتري ميشه ۱۰۰ ليتر .به قيمت ليتري ۱۰۰۰هم نه،اصلا ليتري ۶۰۰ تومن ،ميشه ۶۰۰۰۰ تومن روزانه و به عبارتي ماهي يك ميليون و هشتصد هزار تومن!

۴-اينكه بخشي از سيستم كارت سوخت "آفلاينه" و "چيپ" اطلاعات مصرف روي كارته ،آدم رو وسوسه ميكنه كه بره تو كار كپي كردن كارت.از آقايون مهندسين الكترونيك خصوصا دوست عزيزم آقاي دكتر موذني ــ كه بابت پست اصولگرايانه ي قبلي از من دلخورند ــ خواهش مي كنم كامنت بذارند و روشهاش رو بگن.ثواب داره!

۵-...........(دوستان چیزی به ذهنشون می رسه ادامه بدهند.)

ببخشيد از مطالبي كه نوشتم آخه تصميم خيلي كارشناسي شده ،نظرات مرتبط باهاش هم بايد فوق العاده كارشناسي  شده باشه !

+ نوشته شده توسط مهدي يوسفي در پنجشنبه 7 تیر1386 و ساعت 14:32 |

در هفته ي گذشته چند موضوع مهم اتفاق افتاد.مهمترينش از نظر من،تمسخر چندين و چندباره ي افكار عمومي دنيا از طرف دولتهاي غربي بود.دموكراسي كه غربيها ازش دم مي زنند به راحتي توي فلسطين زير پا گذاشته شد و آقايون با كمال بي شرمي دولت منتخب ـ حتي با اشكالاتی که داره ـ رو كنار زدند و بعد هم با افراط و ذوق زدگي كمكهاي مالي و تبليغي خودشون رو به سمت دولت منصوبه ي جديد روانه كردند.به نظر من اين يعني "ختم پررويي".

ملكه ي عجوزه ي انگليس هم يه جور ساديسم از خودش نشون داد و لقب "سر" رو به سلمان رشدي اعطا كرد.سلمان رشدي ،در سالهاي گذاشته نماد تنفر ملل اسلامي بوده.بيش از يك چهارم دنيا ـ كه همشون عضو القاعده نيستند ـ از اين آقا به دليل توهين مستقيم به پيامبرشون دلخورند.من كلمه اي مودبانه تر از "ساديسم"براي اين كار انگليسيها  پيدا نكردم .اگر زشت و ناپسند نبود دشنام مي دادم !!

اعتراض دنيا به آيات شيطاني

دولت نهم دو ساله شد .بعضي ها افراطي ذكر خير مي گويند و حتي  از رئيس جمهور و دولت كرامات نقل مي كنندو آقای احمدی نژاد رو معجزه ی هزاره ـ و نه حتی قرن ـ.معرفی می کنند.بعضي ها هم متعصبانه توهين مي كنند و دولت رو به باد انتقاد مي گيرند.واقعيت اينه كه مملكت ما مشكلاتش ساختاريه و روساي جمهور و سايرين نمي تونند مشكلات رو اساسي حل كنند.همونطور كه آقاي هاشمي شاهرودي هم با همه ي تلاشش نتونست وضع محاكم رو اصلاح كنه.دولت هم اگر چه در برخي موارد مورد انتقاد جدي بنده هست اما فكر مي كنم برآيند تلاشهاش مثبت بوده.منهاي زمينه ي اقتصادي كه نمي تونم از دولت دفاع كنم در بعضي از زمينه ها شاخصهاي خوبي وجود داره كه اميدوارم در ساير دولتهاي آتي هم مورد توجه قرار بگيره.توجه افراطي به مناطق محروم و حضور در ميان مردم ‌ـ حتي اگر نتيجه بخش نبوده باشه ـ از مظاهر حكومتهاي عدالت محور و مشخصا سيره ي امام علي است.من برخلاف كساني كه از سياستهاي پوپوليستي احمدي نژاد انتقاد مي كنند به عنوان عضوي برآمده از از طبقه ي زیرمتوسط  جامعه لذت مي برم.صراحت لهجه و جسارت در سپردن كار به جوانان و صاحبان تجارب اندك هم با همه ي هزينه هاش قابل ستايشه.لحن تند در مواجهه با دولتمردان و استانداران هم  من رو ناخودآگاه به ياد تندي و سختگيري مولي الموحدين در برخورد با فرماندارانش ميندازه.حالا نگيد پاچه خواري مي كنه يا قياس مع الفارق بين رئيس جمهور و امام اول.بالاخره من هم مي دونم كه هيچ كس علي نمي شه اما اگر شعار حكومت علوي مي ديم حداقل در ظاهر بايد خودمون رو شبيه كنيم و هر كس اين كار رو كرد حتي اگر كليت روشهاش رو قبول نداريم بايد اذعان كنيم و تشويق ،تا براي بقيه هم انگيزه پيش بياد .در زمينه ي سياست خارجي من فكر مي كنم در بدترين شرايط در طول ساليان بعد از انقلاب قرار داريم و كادري كه در وزارت خارجه حاكمند اصلا اينكاره نيستند.مقدار قابل توجهي بدسليقگي هم تو مسائل فرهنگي و داخلي حاكم شده كه دليلش رو نمي دونم.در هر صورت خوب يا بد ايشون رئيس مملكت شده و چهار سال بايد بمونه ،پس چه بهتر كه همه كمك كنند كه  كشور جلو بره .براي حل ساختاري مشكلات هم بايد فكري كرد.مجلس كه بايد در راس امور باشه از افراد قوي تشكيل نشده و لذا خوراك و چارچوبي كه به دو قوه ي ديگه ميده پخته و كارساز نيست.كاش تو اين دوره آدماي قوي وارد بشن  .در این صورت وقتی قوانین خوب باشند و بستر آماده باشه روسای دو قوه ی دیگه بهانه ای ندارند و راحت میشه اونها را نقد کرد.

پی نویس:وبلاگ نویسی هم کار سختیه .نویسندگی در مطبوعات مکتوب خصوصیت خوبش اینه که شما مجبور نیستی وقت بذاری برای خواندن نظرات خوانندگان و احیانا پاسخگویی به محبتها یا انتقادات.از طرفی ابزاری هم نیست که شما را وادار کنه به اینکه زود زود مطلب بنویسید.معمولا  بعد ازگذشت  ۴ روز از مطلب جدید ،دوستان تذكر مي دهند كه وقت مطلب جديده.برخي از دوستان مثل آقاي واعظی عزیز و  آقا محسن عمرانی كه ديگه كتبي نوشتند اين مطلب رو.آقا محسن حتي فكر كردند من مطلب كم دارم و پيشنهاد سوژه داده اند .اما واقعيت اينه كه وقت كمه نه مطلب.

+ نوشته شده توسط مهدي يوسفي در سه شنبه 5 تیر1386 و ساعت 10:30 |
 طراح قالب: jam ghaleb

<