تبليغاتX
نخل،نفت،دريا

یکی از نقاط و نکات سخت تو زندگی هر انسانی تصمیم گیری بر سر د وراهی هاست.اصلا آدمهای قوی رو از همین نقطه می شناسند.اینکه کسی بتونه در شرایطی که مختار به انتخاب بین دو یا چند چیز مختلف هست بهترینش رو انتخاب کنه.

توی دنیای پیشرفته برای این کار مدلسازی می کنند.به این مفهوم که چون در دنیای پیشرفته و ممالک دارای ثبات اقتصادی و سیاسی بیشتر چیزها قابل پیش بینی هستند طرف میاد و با حساب و کتاب ریاضی به صورت عددی منافع و مضار هر تصمیمش رو در میاره و انتخاب می کنه.به این پروسه اصطلاحا "دسیژن میکینگ"می گن.ما هم تو دوره ی فوق لیسانس یه درس شیرین داشتیم به همین نام و خودمون هم به عنوان یه کار کوچیک گروهی یه مدل تو محیط اکسل ساختیم و چه کیفی می کردیم وقتی تو تصمیم گیریهایی که پارامترهای مختلف و حتی احتمالات مختلف درشون تاثیر داشت بهمون کمک می کرد.

حالا بگذریم .اینا رو گفتم که بگم چند مدتی هست دنبال یه تصمیم هستم اما نمی تونم تصمیم گیری کنم.چرا؟چون شرایط خیلی قابل پیش بینی نیستند.اگر کسی می تونه یه مدل بده واسه تصمیم گیری که تو کشور خودمون جواب بده ما رو خبر کنه و اگر بر اساس اون من یه تصمیم درست گرفتم بعد جبران می کنم!

برای خالی نبودن عریضه عکس دکتر جاناکا استاد درس دسیژن میکینگ رو می ذارم اینجا .

دکتر جاناکا

+ نوشته شده توسط مهدي يوسفي در شنبه 25 فروردین1386 و ساعت 9:56 |

تا حالا دو سه بار پيش اومده سفرنامه بنويسم.يه بارش سفرنامه ي يه اردوي دانش آموزي بود .بعد كه برگشتيم آخرشب خسته و كوفته يادم اومد كه فردا انشا داريم.هرچه فكر كردم مخم كار نكرد نشستم سفرنامه ي اردوي همون روز رو نوشتم(سفر از شیراز به سپیدان).بغل دستيام وقتي ديدنش به دبيرمون گفتند اونم گفت بيا بخون.كلي جون كندم تا تموم شد چون هم خودم مي خنديديم از طنزش هم همكلاسيها.يه بار هم يه اردوي دانشجویی بود از اهواز به قم.آخريش هم مربوط به سفر حج عمره ي دانشجوييم بود كه بازم مورد توجه خونواده  قرار گرفت.هر كس مي گفت از مكه چه خبر؟ مي دادم مي خوند.

امروز مي خواستم همون كار رو واسه تعطيلات عيد بكنم اما ديدم ديگه اون انرژي و وقت سابق رو ندارم بي خيال شدم.از طرفي برخي دوستان كه تو سفر با هام بودند التماس مي كنند كه بابا ما اگر باهات اومديم سفر اصلا به خاطر اين بوده كه عكسمون رو بزني تو وبلاگت !حالا نمي دونم خودشون خوش تيپند يا شما خيلي باحاليد كه اونا دوست دارند شما عكسشون رو ببينيد !

خلاصه در اينكه حال ندارم سفر رو شرح بدم شكي نيست .اما يه نكته داشت اين عيد و اينكه دولت ۱۷۵۰۰۰ تومان پول داد واسه خرج عيد من به شهادت جيبم و دسته چكم  ۰۰۰/۵۵۰ تومن خرج كردم .حالا اينكه مابقي رو از كي بايد بگيرم نمي دونم !و اينكه يه ضد حال بابت صفحه كلاج و تعمير ماشين خوردم.اما در كل سفر به چند منطقه رو توصيه مي كنم به دوستان.يكي به جزيره ي قشم اونم با ماشين شخصي .ديگري به گناوه اما تو عيد و زمستون نه تابستون و آخريش هم بخشهاي  بوشكان و ارم و خائيز در  دشتستان وتنگستان .فيروز آباد رو هم توصيه مي كنم.اما فراشبند رو نه .چون نه تعميرگاه داره نه امدادخودرور !

صف گمرك جزيره

صف طويل ماشينها جلو گمرك لافت در جزيره ي قشم

بچه ها كنار ماشينشون تو كشتي

مردم كنار ماشيناشون تو يدك كش مي ايستند و دریا رو نگاه مي كنند(رضا اسلوب  حتی موقع غذا خوردن هم موزیک گوش می ده چه رسد رو عرشه ی کشتی)

من و منوچهر

من و منوچهر-همون كامنت گذار معروف-كنار ساحل.خيلي التماس كرد كه اين عكس رو بذارم!من چون گواهینامه و کارت ماشین بدجوری از جیبم زده بیرون ابا داشتم از اینکه این عکس رو بذارم!

 مسافر با حال

 اينم يه مسافر با حال كه دوستان از پشت سر ازش عكس گرفتند البته خانمش كه هيچ تناسب هيكلي باهاش نداشت متوجه شد

درخت

 اينم يه جور عكس يادگاريه ديگه.سمت چپي ها محمد و مهرشاد سملي بچه هاي منوچهرند با دايي شون.بقيه رو نمي دونم.

+ نوشته شده توسط مهدي يوسفي در چهارشنبه 15 فروردین1386 و ساعت 18:57 |
 طراح قالب: jam ghaleb

<