بدشانسي مخصوص آدمها نيست.بعضي كلمات هم بدشانس هستند.اين چند روزه هر چه دقت كردم توي تلويزيون كسي كلمه "چهارشنبه سوري" رو به كار نبرد.حالا يه وقت يه چيزي رو از اصل محوش كنن يا ممنوع كنند خب توجيه داره.اما برام جالب بود كه درصد قابل توجهي از مطالب و تيزرهاي تبليغي تلويزيون به مسائل چهارشنبه سوري اختصاص داشت اما بلا استثنا كلمه ي "چهارشنبه ي آخر سال "رو به كار مي بردند.هر چه فكر كردم نفهميدم كلمه ي "سور"يا "سوري"مترادف كدوم فحش مصطلح يا يادآور كدوم خاطره ي ننگين هستند كه ازشون اجتناب مي شه.قطعا وقتي به جاي اين كلمه كلمه ي آخر سال رو به كار ببريم نه از ميزان آتيش بازيش كم مي شه و نه عوام اين كلمه رو به كار مي برند و نه اصلا كلمه ي "آخر سال"تبرك خاصي داره كه مستحب بدونيم به كارش ببريم.رفتم تو كوچه ديدم بچه ها همه همون "چهارشنبه سوري "رو مي گن.خب اينم يه فاصله بين گوينده و شنونده است ديگه.وقتي اين مراسم رو نه تنها به رسميت مي شناسيم بلكه براش هزينه دولتي مي كنيم و با اختصاص جاي رسمي براي آتيش بازي حتي امنيتش رو رسما به عهده مي گيريم اين مدل حرف زدن نمي دونم چه مفهومي داره.
به ياد بعضي كلمات ديگه افتادم كه به تدريج به يه كلمه ي زشت تبديل شدند.مثلا "بنگاه سخن پراكني"كه يه زماني خود راديو بي بي سي يا راديو آمريكا تو بخش فارسيشون به عنوان ترجمه ي "براود كستينگ" به كارش مي بردند اما وقتي فهميدند تو ايران به فحش تبديل شده ديگه همون اصطلاح انگليسيش رو به كار مي برند.يا مثلا كلمه ي "مزدور"كه به معني كارگر يا مواجب بگير تو فرهنگ فارسي مصطلح بود الان بد شده.يا حتي كلمه ي "عناصر" يا كلماتي كاملا طبيعي مثل "معلوم الحال" .كلمات ديگه اي مثل"مبتذل"به معنی "پيش پا افتاده " كه ديگه اون معني رو ازش استنباط نمي كنيم.
مردم خوش مزه اي هستيم مگه نه!؟يا اصلا شايد همون شكر بودن زبون فارسي زيادي قندمون رو بالا برده!!
چندتا لینک:
یه رفیق داشتم از مدیران رادیو جوان!حدس می زنم اونجا وضع چطوری باشه!!
مسائل اساسی !! کشور که هنوز براشون جواب نداریم






