گاه نوشته های مهدی یوسفی |
نگاه اول:رکورد جدید در قیمت نفت ،عبور نفت از ۱۲۰ دلار ،رسيدن نفت به ۱۲۳ دلار و... تيترهايي از اين دست اين روزها و طي ماههاي گذشته به كرات در اخبار رسانه ها ديده مي شود.از طرفي بودجه كشور بر اساس قيمت نفت زير ۵۰ دلار بسته شده است.ورود درآمد اضافي نفت به خزانه دولت و يا صندوق ذخيره ي ارزي نيز عملا تا به امروز منشا تاثير مهمي در كشور نشده است.
نگاه دوم:در سن و سال من ، يكي از دغدغه هاي مسئولين رده اول كشور كه بارها از تريبونهاي رسمي اعلام شده ، سوق دادن اقتصاد به سمت كم كردن اتكا به درآمد نفتي و حتي در حالت ايده آل آن "بستن شير چاههاي نفت " بوده است.مطابق اين ديدگاه خام فروشي نفت باعث تنبلي و آسيب پذيري اقتصادي مي شود .دليل ديگز صاحبان اين ديدگاه اين است كه نفت فقط مال ما نيست براي آيندگان و فرزندان ما هم هست.

نگاه سوم:يكي از دغدغه هاي هميشگي مسئولان وزارت نفت افزايش ميزان توليد (و نه افزايش قدرت توليد) است.راستي اين اضافه توليد براي چيست؟مگر ما كمبود درآمد داريم؟ ممكن است دليل آن رسيدن به سهم قابل توجه در اوپك باشد اما آيا در حالتي كه قيمت نفت سير صعودي اينچنيني داشته و بعيد هم به نظر مي رسد عقب گرد كند باز هم اين مساله مهم است؟
نگاه چهارم:يكي از اقتصاد دانان و فعالان رسانه اي در نوشتاري خواهان كم كردن توليد نفت و ثابت نگه داشتن درآمدها شده بود.از نگاه ايشان زير زمين براي حفاظت از حقوق آيندگان امن تر از صندوق ذخيره ي ارزي است !!
نگاه شما :به نظر شما كدام گزينه بهتر است؟راه بهتري غير از موارد فوق براي صيانت از حقوق آيندگان و حفظ حقوق نسل حاضر وجود دارد؟
تعدد سايتهاي خبري در استان بوشهر امر مبارك و ميموني است.من خودم هر وقت بتوانم به آنها سر مي زنم و از اينكه زود به زود به روز مي شوند خرسندم.ولي يك نكته ي آزاردهنده در اكثر سايتهاي خبري استان وجود دارد و آن اينكه معمولا شمشير را از رو بسته اند !از بيش از يكسال پيش به اين طرف تحت تاثير فضاي انتخابات و اتفاقات بعد از آن و همچنين داستان رقابت ها و مخالفت هاي مسئولين و نمايندگان استان اين به اصطلاح خشونت نوشتاري پررنگ بوده است.اين روزها باز هم به تبع شايعات تغييرات مديريتي ،اين مساله به چشم مي خورد. كوچك بودن استان بوشهر و آشنايي مردم با يكديگر باعث شده كه سايتها به همه ي مسائل و حتي سوابق زندگي و فاميلي افراد دسترسي داشته باشند و به موقع براي بزرگ يا كوچك كردن كسي از آنها استفاده كنند.كامنتهاي كاربران اينترنتي ذيل اخبار و مقالات اين رسانه ها كه ديگر مثال زدني است! عرياني و تندي اين كامنتها كار را به جايي رسانده كه بعضي از اين سايتها بخش نظرات خود را كلا بسته اند.دامن زدن به اختلافات موجود ممكن است به لحاظ حرفه اي براي رسانه ها دلچسب باشد اما در استان كوچكي مثل استان ما حتما اثرات سوء نيز دارد.

يكي از دوستانم كه اهل يكي از استانهاي بالاي نقشه ي ايران است مي گفت گرمي و حرارت آدمها تابعي از گرمي و حرارت اقليم آنهاست.به تعبير او ما بوشهري ها چون در آب و هواي پرحرارت زندگي مي كنيم نمي توانيم آرام حرف بزنيم و معمولا داغ و حتي بلند (!) حرف مي زنيم.داغ موضع مي گيريم و داغ مي نويسيم.اخلاق نيك ما مثل ارتباطات گرم و مهمان نوازي هم در مدل پيشنهادي (!) اين دوستمان بر همين اساس توجيه مي شد.خودم چون بوشهري ام نمي توانم از درون به نقد اين گفته بپردازم كه چقدر صحيح است اما در سايتهاي خبري برخي استانهاي ديگر جستجو كردم ديدم به جزئياتي كه ما مي پردازيم نمي پردازند و خبرها و موضع گيريهايشان كمتر "شخص محور" و "خشن "است.نظر شما چيست؟
دیروز روز زمین پاک بود و شما حتما دیدید که رسانه های خارجی چقدر حداقل در زبان به آن پرداختند .اتفاقی که در کشور ما نیفتاد.یاهو و گوگل لوگوی خودشون رو به مناسبت ۲۲ اپريل سبز کرده بودند .

شاید گرد و خاک ناشی از زمین ناپاک که فضای جنوب کشور رو فراگرفته بود این فرصت رو از ما گرفت که درباره ی این موضوع حیاتی فکر کنیم.واقعیت این است که اقدامات ضدطبیعی بشر به شدت سلامت و پاکی زمین را تحت الشعاع قرار داده است.پدیده ی گازهای گلخانه ای ناشی از افزایش سوختن هیدروکربنها ،رقيق شدن لايه ازن به علت صعود آلاينده ها به بالاي جو،گرم شدن كره ي زمين و افزايش مناطق خشك ،كم شدن ذخاير آب به علت برداشتهاي زياد از منابع آب ،معضل سرريز فاضلابهاي بيولوژيك و صنعتي به رودخانه ها و محيط ،قطع زنجيره ي تبديل مواد با توليد مواد غير قابل تجزيه در طبيعت ،تخريب جنگلها و زمينهاي سبز با مقاصد تجاري و دهها عامل ديگر باعث شده اند بشر روز به روز آرامشگاه خود را به آرامگاه نزديكتر كند!
عليرغم موافقتنامه هاي جهاني در خصوص كنترل آلودگي متاسفانه در كشورهاي مختلف عزم راسخي براي جلوگيري از اين اتفاق وحشتناك و سريع ديده نمي شود.روز هواي پاك شايد فرصتي باشد براي اينكه به آينده ي خود و سرنوشت فرزندانمان بينديشيم.اينده اي كه در صورت استمرار وضع موجود بسيار بحراني ،تاريك و خطرناك به نظر مي آيد .
راستي شايسته نيست هر روز را روز زمين بپنداريم و براي پاكي اين كره ي خاكي به عنوان هديه ي ارزشمند الهي بكوشيم ؟
موضوع تغييرات كابينه اين روزها به بحث داغ رسانه ها تبديل شده است.اين بار نام معاون اول رئيس جمهور و سه وزير بر سر زبانهاست كه به جز يك مورد (وزیر راه و ترابری) که بازمانده ی کابینه ی خاتمی است دو نفر دیگر نه تنها وزیر اختصاصی رئیس جمهور محترم بوده اند که حتی به عنوان یاران نزدیک وی شناخته می شده اند.تغییر وزرا در هر زمان و به هر دلیل قطعا از اختیارات مسلم رئیس جمهور است اما صرف نظر از عملکرد وزرا آیا تغییر وزرا در سال آخر دولت به صلاح کشور است؟آیا سایر روسای جمهور در ایران و کشورهای دیگر از این اختیار خود به همین ميزان و همين شكل استفاده نموده اند؟
به نظر بنده یکی از عوامل مهم آشفتگی در نظام اقتصادی و اداری کشور همین عدم ثبات مدیریتهاست.کسانی که با الفبای مدیریت آشنا هستند می دانند که تغییر و تحول در نظام اداری و اقتصادی نیازمند برنامه ریزی هایی است که معمولا کوتاه مدت نیستند.تغییر سریع مدیران ضمن اینکه فرصت برنامه ریزی در حوزه ی کاری را به شدت از آن وزارتخانه ها می گیرد باعث دلسردی سایر مدیران نیز می گردد.اینکه وزیر یا مدیری نداند تا چه وقت مجاز به ادامه ی کار و تصدی پست سازمانی خویش است باعث می شود برای کارهای بزرگ و ریشه ای برنامه ریزی نکند.همچنین اگر این مساله " که هر کس - حتی در دایره نزدیک دوستان-در رفتار و گفتار اندکی متفاوت عمل کند باید برود" باب شود نتیجه ی قهری آن این است که سایرین نیز حتی از نقدهای کارشناسی پرهیز می کنند که اصلا به صلاح دولت نیست.
با این احوال حقیر معتقد نیستم که این تغییرات به فرموده ی رئیس جمهور محترم مصداق نوآوری و شکوفایی باشد.چرا که حاصل منطقی نوآوری نتایج مثبت است که بعید به نظر می رسد در این فاصله ی کوتاه و با نظام پیچیده و کند تصمیم گیری در کشور ما بتوان با چهره های جدید نتایج فوق العاده کسب کرد.شاید تغییر وزیر اقتصاد صرفا به تغییر در تصمیمات کلان منجر شود اما تغییر وزیر کشور دارای تبعاتی همچون تغییر در مدیریت اکثر استانها در رده های مختلف حتی تا سطح بخشداران است که خود می تواند به بی ثباتی بیشتر بینجامد.صرف نظر از نوع دیدگاهی که نسبت به عملکرد دولت دارم از اینکه عمر متوسط مدیران در کشور ما خیلی کمتر از سایر کشورهاست تاسف می خورم.دیشب دوستی به مزاح می گفت همانطور که شاخص "امید به زندگی"در مبحث توسعه برای عمر متوسط مردم هر کشور تعیین می شود بهتر است شاخص جديد "امید به ماندگاری " نيز براي مقايسه عمر مفيد مديران در كشورها ايجاد شود!
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|